محمد تقي جعفري
12
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
مىتواند در حيات طبيعى گياهان و جانداران تأثير مثبت بگذارد . مانند شناخت اين حقيقت كه انسان موجوديست متفكر . انسان موجوديست رقابت كننده ، موجوديست كه مىخندد و مىگريد ، آرزو مىكند ، اميدوار مىگردد ، دست به اكتشاف مىزند . در معرض تحولات و دگرگونيها قرار مىگيرد . . . عنصر دوم - مواديست كه از خود رودخانه و برگهاى درختانى كه در كنار رودخانه روييدهاند و به آب مىريزند ، و زباله هائى كه از آباديهاى واقع در مسير رودخانه به آب انداخته ميشوند تشكيل مىيابند . در علوم انسانى اين گونه مواد كه با تعليمات و آموزشها مخلوط مىگردند ، بسيار فراوانتر از نوع دوم است . حتى در آن عنصر يكم كه حقايق علمى مستند به واقعيات عينى مىباشند ، محيط و عوامل اجتماعى و تاريخى و اصول پيش ساختهء استاد آموزنده بقدرى مىتوانند دخالت كنند كه چه بسا به اختلاف در تفسير سطوحى از هويت انسانى بيانجامد . بعنوان مثال : امروزه در بعضى از جوامع بزرگ دنيا ، شايد در هويت آدمى لذتى بنام لذت كمال معنوى و خدايايى سراغ ندهند ، يا اگر هم نامى از اين لذتها را در شمارهء لذايذ ببرند ، بقدرى استثنائى و فرعى برگذار مىكنند كه مطالعه كننده گمان مىكند كه اين يكى از آن پديدههاى روانى بوده است كه در انسانهاى ما قبل تاريخ منقرض شده و از بين رفته است . دخالت بد بينى فلسفى در بارهء طبيعت انسان ، در طرح واقعيات عينى چنان تأثير مىگذارد كه واقعا هويت آدمى را دگرگون نشان مىدهد . وقتى كه يك متفكر بدبين به طبيعت آدمى مىخواهد در بارهء آزادى و عدالت و تعهد كه از شايسته ترين مختصات انسانى است ، اظهار نظر نمايد ، بدون ترديد آنها را يك عده پديدهء ماشينى حيات تلقى نموده نه تنها ارزشى به آنها نخواهد داد بلكه خواهد گفت اين پديدهها را مىتوان در راه خود خواهى استخدام كرد . همچنين دخالت ايدهها و عقايد در طرح مسائل علوم انسانى پيش از آنست كه معمولا تصور مىشود . اين ايدهها و عقايد را مىتوان به شفاف و نا ملموس